<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>توانمندسازی کودکان استثنایی</title>
    <link>https://www.ceciranj.ir/</link>
    <description>توانمندسازی کودکان استثنایی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مبانی روان‌شناختی و تربیتی پرورش باورها و پدیدآیی رفتارهای اخلاقی و ارزش‌های دینی</title>
      <link>https://www.ceciranj.ir/article_246835.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی برنامه گام‌های آموزشی پاسخگو خانواده محور بر پایه خواندن کاربردی بر رفتار سازشی و مهارت‌های ارتباطی کودکان با نشانگان داون</title>
      <link>https://www.ceciranj.ir/article_246833.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر اثربخشی برنامه گام‌های آموزشی پاسخگو خانواده محور بر پایه خواندن کاربردی بر رفتار سازشی و مهارت‌های ارتباطی کودکان با نشانگان داون بود. روش پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را 53 نفر از کودکان 9 تا 12 سال با نشانگان داون مراجعه کننده به مرکز توانبخشی پردیس شهرستان رشت در سال 1404 و والدین آنها تشکیل دادند. نمونه پژوهش 15 کودک با نشانگان داون (9 پسر و 6 دختر) بود که به صورت در دسترس انتخاب و در گروه‌ آزمایش قرار داده شد. ابزارهای پژوهش شامل ویرایش سوم نظام سنجش رفتار سازشی (ABAS-3) و چک‌لیست مهارت‌های ارتباطی کودکان (CCC-2) بود. برنامه آموزشی در قالب 8 جلسه 90 دقیقه‌ای برای والدین گروه آزمایش اجرا شد. یافته‌ها با روش تحلیل واریانس چندمتغیری با طرح اندازه‌گیری مکرر یک‌راهه با آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرم‌افزار SPSS-27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که این برنامه بر بهبود رفتار سازشی و مهارت‌های ارتباطی کودکان با نشانگان داون تاثیر دارد (05/0&amp;amp;gt;p). نتایج آزمون تعقیبی نیز نمایانگر پایداری نتایج تا زمان پیگیری بود. با توجه به نتایج این پژوهش، برنامه گام‌های آموزشی پاسخگو خانواده محور بر پایه خواندن کاربردی می‌تواند تلویحات مهمی در زمینه بهبود مهارت‌های رفتاری و ارتباطی کودکان با نشانگان داون داشته و از کارایی لازم برخوردار باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی ایماگو درمانی بر تاب‌آوری مادران کودکان دارای ناتوانی جسمی-حرکتی</title>
      <link>https://www.ceciranj.ir/article_246834.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی ایماگو درمانی بر تاب ‌آوری مادران کودکان دارای ناتوانی جسمی-حرکتی بود. طرح این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با الگوی پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری آن را مادران دارای کودکان شاغل به تحصیل در مدارس ابتدایی ویژه کودکان دارای ناتوانی جسمی-حرکتی شهر مشهد در سال تحصیلی 1404 - 1403 تشکیل می‌دادند. تعداد ۳۰  نفر از این مادران از طریق فراخوان و با در نظر گرفتن ملاک‌های ورود و به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای‌دهی شدند. گردآوری داده‌ها با استفاده از مقیاس تاب ‌آوری کانور و دیویدسون (CD‐RISC) انجام شد. گروه آزمایشی طی هشت جلسه ۹۰ دقیقه‌ای، به صورت هفتگی یک جلسه ایماگو درمانی را دریافت کردند. گروه گواه در این مدت هیچ مداخله‌ای دریافت نکردند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با تحلیل کوواریانس چندمتغیره و با استفاده از نرم‌افزارSPSS  نسخه 27 انجام شد. نتایج نشان دهنده آن بود که ایماگو درمانی اثر مثبت و معناداری بر تاب آوری مادران داشت (01/0&amp;amp;gt;P). اندازه اثر نیز از 67/0 تا 98/0 در تغییر بود. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که ایماگو درمانی بر تاب ‌آوری مادران کودکان دارای ناتوانی جسمی-حرکتی اثربخش بوده و به طور معناداری آن را افزایش می‌دهد. پیشنهاد می‌شود درمانگران و مشاوران از این رویکرد برای افزایش تاب آوری مادران کودکان دارای ناتوانی جسمی-حرکتی استفاده کنند</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی مداخله آموزشی مبتنی بر مدل پردازش اطلاعات اجتماعی بر مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان آهسته گام</title>
      <link>https://www.ceciranj.ir/article_246853.html</link>
      <description> پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی یک برنامه ساختاریافته آموزش مهارت‌های اجتماعی مبتنی بر مدل پردازش اطلاعات اجتماعی (SIP) در بهبود کارکرد اجتماعی دانش‌آموزان آهسته گام بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری یک‌ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان آهسته گام خفیف یک مدرسه استثنایی در شهر اراک بود که از میان آنان، 36 دانش‌آموزان آهسته گام خفیف 9 تا 13 ساله به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در گروه مداخله (۱۸ نفر) و فهرست‌انتظار (۱۸ نفر) جایدهی شدند. والدین و معلمان نسخه‌های والد و معلم پرسشنامه مهارت‌های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) را در مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری یک‌ماهه تکمیل کردند. گروه مداخله طی ۱۵ جلسه ۶۰ دقیقه‌ایِ مبتنی بر بسته آموزشی ساختاریافته آموزش مهارت‌های اجتماعی کرک و داج را دریافت کرد و گروه گواه مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با روش تحلیل واریانس چندمتغیری با اندازه‌گیری مکرر با استفاده از نرم‌افزار SPSS-26 تحلیل شد. نتایج نشان داد که مداخله مبتنی بر مدل پردازش اطلاعات اجتماعی به بهبود قابل‌توجه مهارت‌های اجتماعی و کاهش مشکلات رفتاری در مقایسه با گروه گواه منجر شد. این بهبودها در مرحله پیگیری نیز پایدار ماند و در گزارش‌های والدین و معلمان الگوی مشابهی مشاهده شد. آموزش مهارت‌های اجتماعی مبتنی بر مدل پردازش اطلاعات اجتماعی می‌تواند رویکردی کارآمد برای ارتقای کارکرد اجتماعی دانش‌آموزان آهسته گام باشد. این نتایج از رویکردهای مداخله‌ای مبتنی بر اصلاح فرایندهای پردازش شناختی&amp;amp;ndash;اجتماعی حمایت می‌کند و بر اهمیت ادغام برنامه‌های مبتنی بر مدل پردازش اطلاعات اجتماعی در چارچوب مداخلات ساختاریافته مدرسه‌ای برای ارتقای سازگاری بین‌فردی دانش‌آموزان آهسته گام تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنتزپژوهی کیفی کاربرد یادگیری عمیق در تحلیل ویدئویی تعاملات اجتماعی برای تشخیص زودهنگام اختلال طیف خودمانده در کودکان پیش‌دبستانی</title>
      <link>https://www.ceciranj.ir/article_246854.html</link>
      <description>تشخیص زودهنگام اختلال طیف خودمانده  (ASD) در کودکان پیش‌دبستانی مستلزم تحلیل دقیق تعاملات اجتماعی است که با روش‌های سنتی همراه با ذهنیت و خطای انسانی است. یادگیری عمیق با قابلیت استخراج خودکار الگوهای پیچیده از داده‌های ویدئویی، فرصتی نوین برای ارتقای دقت و عینیت تشخیص فراهم می‌کند. این سنتزپژوهی با هدف تحلیل نظام‌مند کاربردهای یادگیری عمیق در تحلیل ویدئویی تعاملات اجتماعی برای شناسایی زودهنگام علائم اختلال طیف خودمانده در کودکان 4 تا ۶ سال انجام شد. این مطالعه با روش سنتزپژوهی کیفی و با پیروی از دستورالعمل PRISMA انجام گرفت. جست‌وجوی سیستماتیک در پایگاه‌های اسکوپوس، وب آو ساینس، پابمد، اریک و مجله‌های تخصصی فارسی در بازه زمانی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲5 انجام شد. پس از اعمال معیارهای ورود (مطالعات تجربی با استفاده از مدل‌های یادگیری عمیق برای تحلیل ویدئوی تعاملات اجتماعی کودکان پیش‌دبستانی با/بدون اختلال طیف خودمانده) و معیارهای خروج (مطالعات غیرمستقیم، مروری بدون داده اولیه)، ۲۷ مطالعه واجد شرایط انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با روش کدبندی دو مرحله‌ای (کدهای باز &amp;amp;rarr; مفاهیم &amp;amp;rarr; مؤلفه‌های اصلی) و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA 2022 انجام پذیرفت. کیفیت مطالعات با چک‌لیست CASP ارزیابی شد. از تحلیل ۱۱۲ کد اولیه، ۱۴ مفهوم و در نهایت ۶ مؤلفه کلیدی استخراج گردید که سه ویژگی تمایزدهنده دارند: (۱) تمرکز بر شاخص‌های رفتاری عینی مانند تحلیل حرکات چشم، هماهنگی حرکتی و میکروحرکات چهره با مدل‌های CNN و LSTM؛ (۲) تلفیق چندوجهی داده‌ها از طریق ترکیب ویدئو با سیگنال‌های عصبی (EEG) و فیزیولوژیک (GSR) در معماری‌های چندمدلی ؛ (۳) طراحی محیط‌های تعاملی هوشمند مبتنی بر ربات‌ها و بازی‌های جدی که همزمان هم داده جمع‌آوری و هم مداخله آموزشی انجام می‌دهند. مهم‌تر از همه، این سنتزپژوهی نشان داد که مطالعات پیشین عمدتاً بر دقت تشخیصی (تا ۹۴٪) تمرکز کرده‌اند، در حالی که ابعاد اخلاقی (حریم خصوصی داده‌های ویدئویی کودکان)، قابلیت تعمیم مدل‌ها به جمعیت‌های فرهنگی متنوع (شامل کودکان ایرانی) و شفافیت الگوریتمی به‌طور جدی نادیده گرفته شده‌اند. در نتیجه می‌توان گفت که یادگیری عمیق پتانسیل تحول‌آفرینی در تشخیص زودهنگام اختلال طیف خودمانده را دارد، اما گذار از آزمایشگاه به کاربست بالینی مستلزم توسعه چارچوبی اخلاقی-تربیتی است که عینیت الگوریتمی را با حساسیت‌های فرهنگی و حقوق کودک تلفیق کند. پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آینده: (۱) مدل‌های یادگیری انتقالی را برای تطبیق معماری‌های غربی با ویژگی‌های رفتاری کودکان ایرانی توسعه دهند؛ (۲) با مشارکت متخصصان روان‌شناسی کودک، معیارهای &amp;amp;laquo;تعامل سالم&amp;amp;raquo; را برای جمعیت ایرانی تدوین کنند تا از سوگیری فرهنگی در برچسب‌گذاری داده‌ها جلوگیری شود؛ و (۳) پلتفرم‌های بومی برای جمع‌آوری و اشتراک‌گذاری داده‌های ویدئویی آنونیم‌شده کودکان ایرانی با رعایت قانون حمایت از داده‌های شخصی طراحی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی طرحواره‌درمانی بر حمایت اجتماعی ادراک‌شده و فراهیجان مادران کودکان طیف خودمانده</title>
      <link>https://www.ceciranj.ir/article_246855.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر حمایت اجتماعی ادراک‌شده و فراهیجان در مادران کودکان طیف خودمانده بود. روش پژوهش حاضر، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مادران کودکان طیف خودمانده در شهر زرین شهر در سال 1404-1403 بود که از میان آن‌ها، 30 نفر، با روش نمونه‌گیری هدفمند به عنوان نمونه آماری انتخاب و به صورت تصادفی و برابر در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برنامه طرحواره‌درمانی طی 8 جلسه 90 دقیقه‌ای برای شرکت‌کنندگان گروه آزمایش ارائه شد، در حالی که برای گروه کنترل طرحواره درمانی اجرا نشد. شرکت‌کنندگان با استفاده از پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک‌شده زمیت و همکاران (MSPSS) و مقیاس فراهیجان میتمنسگرویرو همکاران (MES) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‌های گردآوری شده با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره در نرم‌افزار SPSS-27 مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که طرحواره درمانی موجب بهبود نمره کل حمایت اجتماعی ادراک‌شده و مولفه حمایت اجتماعی شده است (05/0&amp;amp;gt;P)؛ اما نتوانسته است مولفه‌های حمایت خانوادگی و حمایت دوستان را به طور معناداری بهبود ببخشد (05/0&amp;amp;lt;P). علاوه‌براین، این برنامه موجب بهبود بعد فراهیجان مثبت و مولفه‌های سرکوب و شفقت شده است (05/0&amp;amp;gt;P). با این حال، این روش درمانی نتوانست به بهبود معنادار بعد فراهیجان منفی و مولفه‌های خشم، شرم، کنترل افکار و علاقه منجر گردد (05/0&amp;amp;lt;P). لذا، ‌می‌توان نتیجه گرفت طرحواره درمانی در ارتقای ابعاد مثبت فراهیجان و حمایت اجتماعی مادران کودکان طیف خودمانده موثر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تجربه&amp;shy; زیسته افراد با کم توانی جسمی- حرکتی</title>
      <link>https://www.ceciranj.ir/article_246856.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر، بررسی تجربه&amp;amp;shy; زیسته افراد با کم توانی جسمی- حرکتی بود. در این پژوهش از روش کیفی پدیدارشناسی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی افراد با کم توانی جسمی- حرکتی در شهر شیراز در سال 1403 بود. برای نمونه گیری از روش نمونه&amp;amp;shy;گیری هدفمند استفاده شد. نمونه&amp;amp;shy;گیری تا مرحله اشباع&amp;amp;shy;نظری یافته&amp;amp;shy;ها ادامه یافت و در مجموع با 13 نفر از افراد با کم توانی جسمی- حرکتی مصاحبه نیمه&amp;amp;shy;ساختاریافته صورت گرفت. تجزیه و تحلیل یافته&amp;amp;shy;ها در خصوص تجربه زیسته افراد با کم توانی جسمی- حرکتی منجربه تولید 3 مضمون اصلی و 25 مضمون فرعی شد. مضامین اصلی شامل ارتباط با دوستان، ارتباط با جنس مخالف و روابط عاشقانه و ازدواج، فرزندآوری و فرزندپروری بود. نتایج بررسی نشان داد که کم توانی جسمی- حرکتی در جامعه نیازمند شناخت تمامی خصوصیات، خواسته&amp;amp;shy;های این افراد برای یک زندگی بدون دغدغه عاری از هر گونه نگرش منفی نسبت به ویژگی&amp;amp;shy;های جسمانی و عاطفی و برقراری ارتباط است؛ چرا که کم&amp;amp;shy;توانی جسمی - حرکتی بیشتر از این&amp;amp;shy;که جسم را تحت تأثیر قرار دهد، طرز فکر و نگرش&amp;amp;shy;های خود فرد و دیگر افراد جامعه را تحت تأثیر قرار می&amp;amp;shy;دهد. پیشنهاد می&amp;amp;shy;شود با توجه به یافته&amp;amp;shy;های پژوهش، برای تمامی افراد با کم توانی جسمی- حرکتی یک سیستم&amp;amp;shy;های حمایتی فراهم شود که راه را برای ارتباط با دوستان بدون هیچ گونه اضطراب و شرم و ازدواج آن&amp;amp;shy;ها فراهم کرده و این افراد از طریق سیستم&amp;amp;shy;های حمایتی توانایی نگهداری فرزند بدون هیچ&amp;amp;shy;گونه دغدغه اقتصادی، اجتماعی و عاطفی را داشته باشند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی برنامه مداخله حافظه فعال و توانایی ادراکی-فضایی بر نشانگان رفتاری کودکان با نارسایی توجه/ فزون‌کنشی</title>
      <link>https://www.ceciranj.ir/article_246858.html</link>
      <description>هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی مقایسه‌ای اثربخشی برنامه مداخله حافظه فعال و توانایی ادراکی-فضایی بر نشانگان رفتاری کودکان با نارسایی توجه/ فزون‌کنشی بود. روش پژوهش حاضر نیمه&amp;amp;rlm;آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه گواه با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان با نارسایی توجه- فزون‌کنشی شهر تهران در سال تحصیلی 1404- 1405بود که از میان آنها 45 نفر از کودکان با نارسایی توجه/فزون کنشی از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در گروه آزمایش اول (15 نفر)، آزمایش دوم (15 نفر) و گواه (15 نفر) به شیوه تصادفی گمارش شدند. گروه آزمایش اول، برنامه آموزشی مداخله حافظه فعال در 13 جلسه 45 دقیقه‌ای به مدت 2 ماه و نیم (2 روز در هفته) و گروه آزمایش دوم، برنامه آموزشی توانایی ادراکی - فضایی در 10 جلسه 45 دقیقه ای به مدت 2 ماه و نیم (2 روز در هفته) دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل مقیاس اسنپ سوانسون و همکاران (1981) بود داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS24  وتحلیل واریانس با انداز‌گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری در نشانگان رفتاری شامل نارسایی توجه، فزون کنشی- تکانش گری در گروه های آزمایش و گواه تفاوت معنادار وجود دارد (001/0p&amp;amp;lt;). و مداخلات حافظه فعال و توانایی ادراکی- فضایی باعث کاهش نشانگان رفتاری مانند نارسایی توجه و فزون کنشی- تکانش گری شده و تأثیر این مداخلات درمانی در مرحله پیگیری پایدار بوده است (05/0p&amp;amp;lt;). همچنین، نتایج حاکی از آن بود که میزان اثربخشی برنامه مداخله حافظه فعال بر نشانگان رفتاری بیشتر از برنامه توانایی ادراکی &amp;amp;ndash; فضایی بود (05/0p&amp;amp;lt;). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مداخلات حافظه فعال و توانایی ادراکی &amp;amp;ndash; فضایی می توانند در بهبود نشانگان رفتاری کارآمد باشند و پیشنهاد می شود که درمانگران از این درمان ها در کنار سایر مداخلات درمانی استفاده کنند</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی‌پذیری تصمیم‌گیری پرخطر براساس بازداری پاسخ و حافظه فعال در پسران ۵ تا ۶ سال</title>
      <link>https://www.ceciranj.ir/article_246868.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش‌بینی عملکرد تصمیم‌گیری پرخطر کودکان پسر بر اساس سیستم‌های بازداری پاسخ و حافظه ‌فعال انجام شد. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمام کودکان ۵ تا ۶ سال پسر حاضر در مدارس شهرستان بابل در سال تحصیلی ۱۴۰۳ - ۱۴۰۴ بودند. شرکت‌کنندگان پژوهش شامل ۱۰۰ نفر بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای با توجه به ملاک‌های ورود انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از آزمون‌های خطرپذیری بادکنکی (BART، ۲۰۰۲)، تکلیف نشانه توقف (SST، ۲۰۱۹)، تکلیف برو/ نرو (GNGT، ۲۰۰۶) و حافظه فعال برای کودکان- حاف‌بک (WMTB، ۱۳۹۶) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم‌افزار  SPSS 27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های پژوهش نشان دادند که ارتباط منفی و معناداری بین متغیرهای حافظه فعال و بازداری پاسخ با تصمیم‌گیری پرخطر دارد. نتایج نشان دادند که بازداری پاسخ غالب به‌طور معناداری تصمیم‌گیری پرخطر کودکان را پیش‌بینی می‌کند (۰۰۱/۰&amp;amp;gt; P)، در حالی که بازداری پاسخ جاری و حافظه فعال نقشی در پیش‌بینی تصمیم‌گیری پرخطر کودکان نشان ندادند. از یافته‌های فوق می‌توان نتیجه گرفت در شرایطی که تصمیم‌گیری در حالت تکانشی و تحت فشار انگیزشی صورت می‌گیرد، کنترل پاسخ به‌ویژه از طریق بازداری پاسخ‌های غالب، پیش‌بینی‌کننده اصلی رفتارهای پرخطر است و می‌تواند در طراحی برنامه‌های آموزشی و پیشگیرانه برای بهبود کنترل بازداری پاسخ و کاهش رفتارهای پرخطر کودکان مؤثر باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
